ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

293

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

مىدرخشيد و چنان كه از پيش دانسته‌ايم نام بسيارى از علماى بزرگ آن عصر با رصد خانهء معروف مراغه پيوسته بود كه همهء آنها را نمايندهء وحدت تمدّن عرب و ايرانى توان دانست . ياد مراغه و ارتباط آن با جغرافيا ما را به گفت و گو از يك دانشور معاصر اين شخصيّتهاى برجسته مىكشاند . وى با تمدّن ديگرى انتساب داشت و همين قضيّه يك بار ديگر رنگ جمعى و تركيبى آن دوران را نمودار مىكند . ضمن بحث عمومى از نوشته‌هاى جغرافياى عربى نمىتوان از نمايندهء برجستهء تمدّن سريانى يا ، به تعبير درست ، سريانى - عربى ، ابن عبرى ، غافل ماند . نه تنها از اين رو كه وى به عربى چيز نوشته و مؤلّفاتى به جا نهاده كه مربوط به جغرافياست بلكه بيشتر از آن رو كه وى بخصوص در تكامل ميراث عربى كمتر از معاصران ايرانى خود كه يادشان گذشت مؤثّر نبوده است . تمدّن سريانى به دورانهاى سلف بر عربان نفوذ فراوان داشته بود . خوب به ياد داريم كه چگونه عربان در قرنهاى هشتم و نهم شاگرد سريانيان بودند و در مورد جغرافيا بخصوص ، تعدادى از ترجمه‌هاى عربى مؤلّفات بطلميوس از روى ترجمه‌هاى سريانى به عربى راه يافت و اينك در عصرى كه از آن سخن داريم اين مسائل جزو تاريخ كهن شده ، زيرا تمدّن عربى در راه تكامل چنان پيش رفته كه دانشوران متأخّر سريانى نسبت به آن دين فراوان دارند و روشنترين نشانهء اين قضيّه در قرن سيزدهم / هفتم ه . ابن عبرى است كه بزرگترين فرهنگنامهء سريانى آن روزگار را تأليف كرده و مظهر كمال اين زبان به شمار است . نام عربى وى ابو الفرج گريگوريوس بن العبرى الملطى است . 120 كنيهء ابن العبرى نشان اصل يهودى است كه شكل سريانى آن ، بر عبرايا ، به لاتينى « بارهبرايوس » شده و در قلمرو دانش اروپايى همين نام بر او مانده است . وى هموطن و معاصر مؤلّفان بزرگى بود كه در اين فصل از آنها ياد كرديم . ابن عبرى به سال 1226 ، يعنى سه سال پس از وفات ياقوت ، در شهر ملطيّه تولّد يافت و به سال 1286 ، يعنى سه سال پس از وفات قزوينى و جوينى ، در مراغه بمرد . وى به يك اندازه در ادب سريانى و عربى دست داشت و در همهء رشته‌هاى علوم معروف آن زمان تأليف داشت و در هر كدام آثارى جامع به‌جا گذاشت كه نمودار خلاصهء معارف عصر اوست . فعاليّت علمى او نسبت به هموطنان سريانيش سرآغاز روزگارى نوين بود ، ولى در دانش اروپايى غالبا به عنوان مورّخ شهره است و هنوز چيزى از شهرت وى به جا مانده است . اما اهمّيّت او از نظر ما مربوط به بعضى از مؤلّفات اوست كه با جغرافيا رابطهء مستقيم دارد . يكى از اين مؤلّفات به نام سلاكه خوننايه ( صعود العقل ) به سال 1279 به وجود آمده و يك رسالهء كامل نجوم و كيهان نگارى است كه از مجسطى بطلميوس مختصر شده و اضافاتى